السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
168
سيره معصومان ( فارسي )
يُؤْمِنُون بِالْجِبْت وَ الطَّاغُوت وَ يَقُولُون لِلَّذِين كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِن الَّذِين آمَنُوا سَبِيلًا » « 236 » قريش با يهوديان براى جنگ با محمد ( ص ) پيمان بستند و براى اين كار با آنها قرار گذاشتند . سپس يهوديان پيش غطفان و سليم آمدند و با آنها نيز همانند آن پيمان را منعقد كردند . قريش سپاهى بسيجيد و ياران و پيروان خود از اعراب را گرد آورد . شمار سپاه آنان چهار هزار تن بود . آنها پرچم سپاه خود را در دار الندوه بستند و عثمان بن طلحة بن ابى طلحه از بنى عبد الدار آن را بر دوش گرفت . حمل پرچم قريش در روزگار جاهليت ، در جنگ تنها به آنها اختصاص داشت . يكى از تيرههاى اين قبيله بنى شيبه ، پردهداران كعبه بودند . پدر اين عثمان در روز احد پرچمدار مشركان بود كه كشته شد . قريش با سيصد اسب و هزار و پانصد شتر بيرون آمدند . فرماندهى سپاه آنان را ابو سفيان بن حرب بن اميه بر عهده داشت . در مر الظهران بنى سليم با هفتصد نفر و به فرماندهى سفيان بن عبد شمس همپيمان حرب بن اميه ، به صفوف سپاهيان قريش پيوستند . اين سفيان پدر ابو الاعور سلمى است كه در جنگ صفين در كنار معاويه بود . بنى اسد نيز به فرماندهى طلحة بن خويلد به آنان پيوستند . فزاره هم با هزار تن به رهبرى عينية بن حصن و اشجع هم با چهار صد تن به رهبرى مسعود بن رخيله و بنى مره با چهار صد تن به فرماندهى حارث بن عوف و نيز سپاهيان ديگر از ساير قبايل ، به قريش پيوستند . شمار تمام كسانى كه وارد خندق شدند ، ده هزار نفر بود و اينها همان احزاب هستند . آنان به سه لشكر تقسيم شدند كه فرماندهء كل آنها ابو سفيان بود . چون اين عده مهياى نبرد شدند كاروانى از خزاعه طى چهار روز خود را به رسول خدا ( ص ) رسانده او را از اين ماجرا مطلع كردند . رسول خدا ( ص ) نيز مردم را از تصميم قريش آگاه ساخت و آنها را گرد آورد و با ايشان به مشورت پرداخت . سلمان فارسى پيشنهاد كرد خندق حفر كنند . او گفت : زمانى كه ما در فارس بوديم هرگاه محاصره مىشديم به گرد خود خندق مىكنديم . مسلمانان اين پيشنهاد را پسنديدند . به دستور رسول خدا ( ص ) هر ده نفر مىبايست چهل ذراع حفر مىكردند . مهاجران و انصار بر سر سلمان مشاجره مىكردند و هر يك مىگفتند : سلمان از ماست ليكن رسول خدا ( ص ) فرمود : سلمان از اهل بيت ماست . مسلمانان بشتاب و پيش از آن كه دشمن از راه رسد به حفر خندق مشغول شدند . رسول خدا ( ص ) نيز با دست خويش همدوش آنها كار مىكرد و در هر گوشه ، قومى را نهاده بود تا خندق را بكنند . مسلمانان پس از شش روز و يا به قولى بيشتر از شش روز از كندن خندق فارغ آمدند . در حالى كه مسلمانان مشغول حفر خندق بودند ، پيغمبر ( ص ) مىفرمود :
--> ( 236 ) نساء / 51 ؛ مگر آن كسان را كه از كتاب بهرهاى به ايشان دادهاند نمىبينى كه به بت و طاغوت مىگروند و مىگويند به كافران كه اين گروه از مؤمنان ، راه يافتهاند .